تبليغاتX
- بهارعمرراباشادي ونشاط زيباتركنيم

بهارعمرراباشادي ونشاط زيباتركنيم

موضوعات جالب اجتماعي-فرهنگي

شاد شاد شاد زندگی کنید!


اتفاقهای خوب و موفقیت زمانی از راه می رسد که اصلا انتظارش را ندارید . صبر کنید .مضطرب نباشید . مغناطیس بدون اعتنا به اطراف خود بی حرکت می ایستد زیرا می داند که سوزن ها به سوی او خواهند آمد و آرزوهای ما زمانی سر می رسند که خود را رها کنیم و آرام منتظر باشیم . گاهی گمان نمی کنی ولی می شود ، گاهی نمی شود که نمی شود ، گاهی هزار دعا بی اجابتست ، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود پس امیدتان به خدا باشد همیشه به خود بگویید خیر و صلاح من به وقوع می پیوندد هیچ چیز آن قدر عجیب نیست که اتفاق نیفتد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 21:26  توسط بهارعمر  | 

انار شیرین

توی باغمون فقط یه درخت انار شیرین بود. اولین روزه که گرفتم چون هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم. پدرم به من اون درخت انار شیرین رو هدیه داد. وای خدا می دونه چقدر سطل سطل آب بردم و فقط به درخت انارم دادم.
یه روز آخرهای تابستون که او اومده بود خونه مون، رفتم از توی باغ، از درخت خودم یه دونه انار چیدم. انار شیرین زودتر از بقیه انارها می رسه. انار رو آوردم و نصف کردم . نصف انار را او خورد و نصفش را من.
یادمه یه قرار باهم گذاشتیم و شاهدمون هم اون انار شد.


حالا یه باغ انار راست راستکی دارم که توی اون ده دوازده تا درخت انار شیرین هم هست.اونها هر سال صدها انار شیرین بار می دهند. اما هیچ کدوم طعم و مزه اون انار رو نمی ده. شاید چون سطل سطل آبشون نمی دهم  و یا شاید چون دیگه قولی و قراری با انار خوردن ندارم. شاید هم تلخی شکستن عهد مزه شیرینی انارها رو برده!

امروز وقتی با خیالم به دشت کربلا رفته بودم. یاد اون لحظه ای افتادم که حضرت ابوالفضل(ع) با وجود عطش کنار شط فرات، آب رو مشت کرد. به اون نگاه کرد و چشم در چشم آب به یاد عهدش افتاد. یه لحظه لبهای تشنه کودکان و همراهان رو به یاد آورد و بعد... آب را ریخت. از آن به بعد بود که: "آب"  از خجالت لبهای خشکیده عباس،  برای همیشه آب شد.

و من حسرت می خورم که چه میشد؟ انارها همیشه از عهد و وفای ما شیرین می موندند.

نقل از:http://www.peyda.blogfa.com// 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 1:29  توسط بهارعمر  | 

نوازنده:

 در يك سحرگاه سرد ماه ژانويه، مردي وارد ايستگاه متروي واشينگتن دي سي شد و شروع به نواختن ويلون كرد. اين مرد در عرض ۴۵ دقيقه، شش قطعه از بهترين قطعات باخ را نواخت. از آنجا كه شلوغ ترين ساعات صبح بود، هزاران نفر براي رفتن به سر كارهايشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقيقه گذشته بود كه مرد ميانسالي متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هايش كاست و چند ثانيه‌اي توقف كرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.. يك دقيقه بعد، ويلون زن اولين انعام خود را دريافت كرد. خانمي بي‌آنكه توقف كند يك اسكناس يك دلاري به درون كاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.. چند دقيقه بعد، مردي در حاليكه گوش به موسيقي سپرده بود، به ديوار پشت‌ سر تكيه داد، ولي ناگهان نگاهي به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد.
كسي كه بيش از همه به ويلون زن توجه نشان داد، كودك سه ساله‌اي بود كه مادرش با عجله و كشان كشان او را با خود مي ‌برد. كودك يك لحظه ايستاد و به تماشاي ويلون‌زن پرداخت، مادر محكم تر كشيد و كودك در حاليكه همچنان نگاهش به ويلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد. اين صحنه، توسط چندين كودك ديگر نيز به همان ترتيب تكرار شد و والدين‌شان بلا استثنا براي بردن شان به زور متوسل شدند. در طول مدت ۴۵ دقيقه‌اي كه ويلون‌زن مي نواخت، تنها شش نفر، اندكي توقف كردند. بيست نفر انعام دادند، بي‌آنكه مكثي كرده باشند، و سي و دو دلار عايد ويلون‌زن شد. وقتيكه ويلون‌زن از نواختن دست كشيد و سكوت بر همه جا حاكم شد، نه كسي متوجه شد.. نه كسي تشويق كرد، و نه كسي او را شناخت.
هيچكس نمي‌دانست كه اين ويلون‌زن همان «جاشوا بل» يكي از بهترين موسيقيدانان جهان است و

 نوازنده‌ي يكي از پيچيده‌ترين قطعات نوشته شده براي ويلون به ارزش سه و نيم ميليون دلار مي‌باشد. جاشوا بل دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در يكي از تئاتر هاي شهر بوستون، برنامه‌اي اجرا كرده بود كه تمام بليط هايش پيش‌فروش شده بود و قيمت متوسط هر بليط يكصد دلار بود.
اين يك داستان حقيقي است. نواختن جاشوا بل در ايستگاه مترو توسط واشينگتن پست ترتيب داده شده بود و بخشي از تحقيقات اجتماعي براي سنجش توان شناسايي، سليقه و الويت ‌هاي مردم بود.
نتيجه: آيا ما در شرايط معمولي و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده و درك زيبايي هستيم؟ لحظه‌اي براي قدر‌داني از آن توقف مي‌كنيم؟ آيا نبوغ و شگرد ها را در يك شرايط غير منتظره مي‌توانيم شناسايي كنيم؟ يكي از نتايج ممكن اين آزمايش مي تواند اين باشد؛ اگر ما لحظه‌اي فارغ نيستيم كه توقف كنيم و به يكي از بهترين موسيقيدانان جهان كه در حال نواختن يكي از بهترين قطعات نوشته شده براي ويلون است، گوش فرا دهيم، چه چيز هاي ديگري را داريم از دست مي دهيم؟

منبع:http://bavar-kon.blogfa.com/88042.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 1:19  توسط بهارعمر  | 

اگرچه عمر عقاب وكلاغ يكسان نيست

اگرچه عمر حباب كم است وهيچ نقصان نيست

اگر چه عقرب ومارورطيل خطرناكند

اگر چه گرگ درند ه وروباه حيله گر است

اگرچه اسب نجيب وگاو آرام است

اگرچه گربه وسگ ضد همند

اگرچه فيل بزرگ است ولاك پشت كوچك

اگر چه شير درنده آهو هم زيباست

اگر چه طوطی هند وغزال زيبايند

اگر چه كبك خرامان وخرس هم وحشي ست

اگر چه گربه مطيع وسگ وفا دارد

اگر چه اردك ومرغ وخروس خانگي اند

اگر چه گوسفند وبز هر دو شير ده اند

اگر چه هزار نوع حيوان در اين جهان هستند

اگرچه بابت اسكان خود در اين دنيا

نه خانه اي خريده اند ونه كشوري دارند

ولي همه با هم چگونه مي سازند

نه دادگاه ونه قاضي نه شكوه اي دارند

نه جنگ بر سر املاك ونه هيچ دعوايي

سر،زمين وعلوفه نه نامه اي نه قرار

ونه براي خريدوتملك وسازش

نه مجوز نه قوانين نه رئيسي دارند

به حكم خالق يكتا جملگي مشغول

وابر وباد ومه وخورشيد هم در كارند

نه هيچ خلل ونه ركود ونه وقفه اي در كار

نه فريبي نه ريايي نه هيچ حرف ودليل

همه براي روز وروز گار خويش

چه خوب وآزادنه ميگردند

ولي بشر كه براي زياده خواهي ها

چه جنگ ها وچه آشوبها كه ميكند برپا

وبر سر تقسيم اراضي واملاك

وقدرتي كه تمام نخواهد شد

وبشر هيچوقت رضا نخواهد داد

كه صلح وصفايي شود در اين دنيا

همه براي يكي، يكي براي همه

وچه زندگي ها كه باد خواهد برد

بشر از اين همه غم كي رها تواند شد

فريب وخدعه ونيرنگ وهزار جور كلك

براي لقمه ناني وچند قطعه زمين

چه ها كه خواهد كرد

وخود پرستي خود را رها نخواهد كرد

وبا وجود دانش وعلم وآگاهي

وبا وسايل بهتر

هنوز هم جنگ است

هنوز هم در اين جهان وسيع

عده اي گرسنه ومحتاج وچشم گريانند

وعده اي سر رنگ لباس وآرايش

هنوز گرفتارند

چه وقت اين بشر خود پرست وديوانه

از عقل ودانش خويش بهره خواهد جست

وكي وسايل جنگي تمام خواهد شد

وكل آدميان در صلح خواهد بود

كدام راه بشر را رستگار خواهد كرد

يقين كه راه محبت بهترين راه است

وصلح وسازش و آرامش وسعادت او

براين سه نكته زيبا تمام خواهد شد

يكي گذشت ومحبت

يكي همان صلح است

وآخري هم عدالت

تمام رنج بشر را تمام خواهد كرد

منبع:http://bavar-kon.blogfa.com/88042.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 1:16  توسط بهارعمر  | 

السلام وعلیک یااباعبداا...

سلام برحسین شهیدویاران باوفایش:

عاشورایادآورحماسه پیروزی خون برشمشیراست وچه حماسه ی ماندگاری.بارسیدن این ایام نه

 تنهامسلمانان جهان بلکه دیگراقلیت های مذهبی نیزبربنیانهای مرصوص عاشورائیان ادای احترام می

 کنند.وچه نیکوحرمتی ، هرچندکه یزیدیان خیلی تلاش کردنداین پیروزی راشکست وشکست شان

 راپیروزی جلوه دهند.ولی ذهق الباطل چه نمودنیکوئی بخودگرفت.بافرارسیدن این ایام شورحسینی

 باردیگربیش ازسایرایام درشریانهای انسانهای آزاده جریان می یابدوماتم حسینی برجوامع مسلمین

 طنین اندازمی شود.جاداردشیعیان برشهادت مظلومانه این آزاد مردخون بگریند.چراکه حسین برای

 عملیاتی نمودن درس آزادگی همه توانائی ومایملک خویش رادرطبق اخلاص گذاشت.ازحبیب ابن

 مظاهرتانوزاد6ماهه اش ،نوزادی که نمایش تشنگی اش درروزعاشوراچشم یزیدیان راخیره نمودوازبیم

 انصراف لشکریان یزیدازجنگ بااسلام،فرمانده خبیث فرمان تیربارانش راصادرنمود.وتیرخصم گلوی 6ماهه

 راازگوش تاگوش پاره نمود. وخباثت کفریزیدیان رابرصفحه ننگین تاریخ کفارثبت کرد.ولی آن زمانیکه

 شورحسینی ازشعورفاصله می گیردبیم آن می رودکه رسالت شهادت حسین شهیدکه هماناامربه

 معروف ونهی ازمنکراست به بوته فراموشی سپرده شودوعزاداری این ابرمردتاریخ اسلام فقط درقالب گریه

 متجلی گردد.ومسلمانان برکشته شدن حسین بگریند بدون آنکه بدانند چراکشته شد.

پیشاپیش فرارسیدن ایام تاسوعاوعاشورای حسینی

 رابرمسلمین جهان تسلت وتعزیت عرض می نمایم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 21:12  توسط بهارعمر  | 

جملات خواندنی

 بسیاری از مردم ، گناه نارسائیهای زندگی

 خود را به گردن وقایع و اتفاقات می اندازند .


در حالی که آنچه زندگانی ما را شکل می دهد،

 خود آن وقایع نیست،بلکه معنایی است که به آن رویدادها می دهیم.

                                                                                                           (آنتونی رابینز)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 23:32  توسط بهارعمر  | 

آنتونی رابینز :

 احساس عشق و صمیمیت رادر خود تقویت کنید.


( هر گفتگو یا ارتباط، پاسخی است به محبت و یا فریادی است برای کمک).

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 23:46  توسط بهارعمر  | 

کلمات چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را

 بر قرار سازند رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند برداشت

 و احساس ما نسبت به هر چیز بسته به معنایی است که به آن چیز می

 دهیم کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می

 کنیم بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه

 احساسمان را تغییر می دهند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 22:50  توسط بهارعمر  | 

اگر...

اگرخداکفیل است   .......... .........................................غصه چرا؟

اگررزق تهیه شده است.......... ...............................حرص چرا؟

اگردنیا فریبنده است.......... .............................. اعتقادبه آن چرا؟

اگربهشت حق است.......... ............................. تظاهربه ایمان چرا؟

اگرقبرحق است.......... ................................... ساختمانهای مجلل چرا؟

اگرجهنم حق است.......... .....................................این همه ناحق چرا؟

اگرحساب حق است .......... .............................. این همه مال حرام چرا؟

اگرقیامتی است.......... ...................................... خیانت به مردم چرا؟

اگردشمن انسان شیطان است.......... ................... پیروی آن چرا؟

اگردرروزحشرشهادت اعضاحق است.......... ..............این همه دروغ چرا؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 20:57  توسط بهارعمر  | 

نکته

درجهان بال وپر خویش گشودن آموز

                                            که پریدن نتوان با پر وبال دگران    

             پرواز حتی با کوچکترین بال هم ممکن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 23:26  توسط بهارعمر  |